الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
411
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )
بنا بر اين در جستجوى چيزى باشيد كه عذر خويش را با آن مدلل داريد و حجت و دليل خود را با آن استوار سازيد و آنچه باقى ماندنى است از ميان آنچه باقى نمىماند انتخاب كنيد و وسيلهاى براى سفر ( آخرت ) آماده نمائيد و چشم به جرقههاى برق نجات بدوزيد ، و بار و بنه اين سفر را محكم بر پشت مركبها ببنديد . كلام - 224 از سخنان امام ( ع ) 411 كه در آن از ظلم و ستم تبرى مىجويد ( و داستان آهن تفتيده و برادرش عقيل را بازگو مىكند ) سوگند به خدا ! اگر شب را بر روى خارهاى « سعدان » بيدار بسر برم ! و يا در غلها و زنجيرها بسته و كشيده شوم ، برايم محبوبتر است از اين كه خدا و رسولش را روز قيامت در حالى ملاقات كنم كه به بعضى از بندگان ستم كرده ، و چيزى از اموال دنيا را غصب نموده باشم . چگونه به كسى ستم روا دارم ، آن هم براى جسمى كه تار و پودش به سرعت بسوى كهنگى پيش مىرود ( و از هم مىپاشد ) و مدتهاى طولانى در ميان خاكها مىماند . سوگند به خدا « عقيل » برادرم را ديدم كه به شدت فقير شده بود و از من مىخواست كه يك من از گندمهاى شما را به او ببخشم . 412 كودكانش را ديدم كه از گرسنگى موهايشان ژوليده و رنگشان بر اثر فقر دگرگون گشته ، گويا صورتشان با نيل رنگ شده بود . « عقيل » باز هم اصرار كرد و چند بار خواسته خود را تكرار نمود ، من به او گوش فرا دادم ! خيال كرد من دينم را به او مىفروشم ! و به دلخواه او قدم بر مىدارم و از راه و رسم خويش دست مىكشم ! ( اما من براى بيدارى و هشداريش )